دفتر دوم

بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفت غیر راستی نرهاندت

داد سوی راستی می‌خواندت

۲

راست گو تا وا رهی از چنگ من

مکر ننشاند غبار جنگ من

۳

گفت چون دانی دروغ و راست را

ای خیال اندیش پر اندیشه‌ها

۴

گفت پیغامبر نشانی داده است

قلب و نیکو را محک بنهاده است

۵

گفته است الکذب ریب فی القلوب

گفت الصدق طمانین طروب

۶

دل نیارامد ز گفتار دروغ

آب و روغن هیچ نفروزد فروغ

۷

در حدیث راست آرام دلست

راستیها دانهٔ دام دلست

۸

دل مگر رنجور باشد بد دهان

که نداند چاشنی این و آن

۹

چون شود از رنج و علت دل سلیم

طعم کذب و راست را باشد علیم

۱۰

حرص آدم چون سوی گندم فزود

از دل آدم سلیمی را ربود

۱۱

پس دروغ و عشوه‌ات را گوش کرد

غره گشت و زهر قاتل نوش کرد

۱۲

کزدم از گندم ندانست آن نفس

می‌پرد تمییز از مست هوس

۱۳

خلق مست آرزواند و هوا

زان پذیرااند دستان تو را

۱۴

هر که خود را از هوا خو باز کرد

چشم خود را آشنای راز کرد

بازگشت به سروده‌های مولانا