دفتر دوم

بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

این حدیثش همچو دودست ای اله

دست گیر ار نه گلیمم شد سیاه

۲

من به حجت بر نیایم با بلیس

کوست فتنهٔ هر شریف و هر خسیس

۳

آدمی کو علم الاسما بگست

در تک چون برق این سگ بی تکست

۴

از بهشت انداختش بر روی خاک

چون سمک در شست او شد از سماک

۵

نوحهٔ انا ظلمنا می‌زدی

نیست دستان و فسونش را حدی

۶

اندرون هر حدیث او شرست

صد هزاران سحر در وی مضمرست

۷

مردی مردان ببندد در نفس

در زن و در مرد افروزد هوس

۸

ای بلیس خلق‌سوز فتنه‌جو

بر چیم بیدار کردی راست گو

بازگشت به سروده‌های مولانا