دفتر دوم

بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفت با دلقک شبی سید اجل

قحبه‌ای را خواستی تو از عجل

۲

با من این را باز می‌بایست گفت

تا یکی مستور کردیمیت جفت

۳

گفت نه مستور صالح خواستم

قحبه گشتند و ز غم تن کاستم

۴

خواستم این قحبه را بی معرفت

تا ببینم چون شود این عاقبت

۵

عقل را من آزمودم هم بسی

زین سپس جویم جنون را مغرسی

بازگشت به سروده‌های مولانا