دفتر دوم

بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

وحی آمد سوی موسی از خدا

بندهٔ ما را ز ما کردی جدا

۲

تو برای وصل کردن آمدی

یا برای فَصل کردن آمدی؟

۳

تا توانی پا مَنِه اندر فَراق

اَبْغَضُ الْاَشْیاء عِندي الطَّلاق

۴

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام

هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

۵

در حقِ او مَدح و در حقِّ تو ذَم

در حقِ او شَهد و در حقِّ تو سَم

۶

ما بَری از پاک و ناپاکی همه

از گِرانجانی و چالاکی همه

۷

من نکردم امر تا سودی کنم

بَلک تا بر بندگان جودی کنم

۸

هندوان را اصطلاحِ هند مدح

سندیان را اصطلاحِ سِند مدح

۹

من نگردم پاک از تسبیحِشان

پاک هم ایشان شوند و دُرفِشان

۱۰

ما زبان را نَنْگریم و قال را

ما روان را بنگریم و حال را

۱۱

ناظرِ قلبیم اگر خاشِع بوَد

گرچه گفتِ لَفظ، ناخاضِع رُوَد

۱۲

زانک دل جَوهر بوَد، گفتن عَرَض

پس طُفَیل آمد عَرَض، جَوهرْ غَرَض

۱۳

چند ازین اَلفاظ و اِضْمار و مَجاز؟

سوزْ خواهمْ سوز، با آن سوزْ ساز

۱۴

آتشی از عشق در جانْ بَر فُروز

سَر بِسَر فکر و عبارت را بسوز

۱۵

موسیا آداب‌دانان دیگرند

سوخته جان و روانان دیگرند

۱۶

عاشقان را هر نفَسْ سوزیدَنیست

بر دِهِ ویران خَراج و عُشْر نیست

۱۷

گر خطا گوید، وُرا خاطی مگو

گر بوَد پُر خون شهید، او را مشو

۱۸

خون، شهیدان را ز آب اَولیٰ تَرَست

این خطا، از صد صَواب اَولیٰ ترست

۱۹

در درونِ کعبه رسمِ قبله نیست

چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست؟

۲۰

تو ز سَرمَستان قَلاوُزی مجو

جامه‌چاکان را چه فرمایی رَفو؟

۲۱

ملتِ عشق از همه دینها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

۲۲

لَعْل را گر مُهر نبوَد باک نیست

عشق در دریای غم، غمناک نیست

بازگشت به سروده‌های مولانا