غیب را ابری و آبی دیگرست
آسمان و آفتابی دیگرست
دفتر اول
در این شعر، شاعر به تفاوتهای پدیدههای طبیعی و عاطفی اشاره میکند. او غیب را به ابری و آبی تشبیه میکند که به شکلی خاص بر خاصان نمایان میشود، و به این نکته اشاره دارد که باران به دو دلیل میبارد: برای رشد و پروردگی و هم به دلیل پژمردگی. شاعر باران بهاری را نعمت میداند که به باغ زندگی میبخشد و باران پاییزی را به شکل ناخوشایند توصیف میکند که ممکن است موجب پژمردگی شود. او همچنین به تأثیرات مختلف سرما، باد و آفتاب روی موجودات زنده اشاره میکند و تصریح میکند که در دنیای غیب نیز انواع مختلفی وجود دارد که میتواند تأثیرات مثبت یا منفی بر زندگی مردم داشته باشد. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که تغییرات در زندگی، مانند باران بهاری یا باد جانافزا، میتوانند بر موجودات زنده اثر بگذارند و نشانهای از روند تغییر و تحول در هر موجود زنده و در هر فصل هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غیب را ابری و آبی دیگرست
آسمان و آفتابی دیگرست
ناید آن الّا که بر خاصان پدید
باقیان فی لَبْس مِنْ خَلْقٍ جَدید
هست باران از پی پروردگی
هست باران از پی پژمردگی
نفع باران بهاران بوالعجب
باغ را باران پاییزی چو تب
آن بهاری نازپروردش کند
وین خزانی ناخوش و زردش کند
همچنین سرما و باد و آفتاب
بر تفاوت دان و سررشته بیاب
همچنین در غیب انواعست این
در زیان و سود و در ربح و غبین
این دم ابدال باشد زان بهار
در دل و جان روید از وی سبزهزار
فعل باران بهاری با درخت
آید از انفاسشان در نیکبخت
گر درخت خشک باشد در مکان
عیب آن از باد جانافزا مدان
باد کار خویش کرد و بر وزید
آنک جانی داشت بر جانش گزید