مصطفی روزی به گورستان برفت
با جنازهٔ مردی از یاران برفت
دفتر اول
مصطفی به گورستان میرود تا جنازه یکی از دوستانش را دفن کند و هنگام خاکریزی، به حیات دانهای در زیر خاک پی میبرد. او به ارتباط میان درختان و خاک اشاره میکند و میگوید که درختان با دستهایشان به سوی انسانها پیام میفرستند. این پیام بهنوعی حکایت از وجود رازهایی در طبیعت دارد. سپس اشاره میکند که برخی افراد منکر این رازها هستند و نمیتوانند حقیقت را درک کنند. بهویژه گلها و عطر آنها همچنان که در عالم پخش میشود، از اسرار خداوند حکایت دارند. بعد از بازگشت از گورستان، مصطفی با صدیقه دیدار میکند و او در مورد بارانی که آمده سؤال میکند. مصطفی توضیح میدهد که باران حقیقی از منبع دیگری است و نه از ابرهای موجود در آسمان. این بیان به توجه به معنویات زندگی و ارتباط عمیقتری که باید با خداوند برقرار کرد، اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مصطفی روزی به گورستان برفت
با جنازهٔ مردی از یاران برفت
خاک را در گور او آگنده کرد
زیر خاک آن دانهاش را زنده کرد
این درختانند همچون خاکیان
دستها بر کردهاند از خاکدان
سوی خلقان صد اشارت میکنند
وانک گوشستش عبارت میکنند
با زبان سبز و با دست دراز
از ضمیر خاک میگویند راز
همچو بطان سر فرو برده به آب
گشته طاووسان و بوده چون غراب
در زمستانشان اگر محبوس کرد
آن غرابان را خدا طاووس کرد
در زمستانشان اگر چه داد مرگ
زندهشان کرد از بهار و داد برگ
منکران گویند خود هست این قدیم
این چرا بندیم بر رب کریم
کوری ایشان درون دوستان
حق برویانید باغ و بوستان
هر گلی کاندر درون بویا بود
آن گل از اسرار کل گویا بود
بوی ایشان رغم آنف منکران
گرد عالم میرود پردهدران
منکران همچون جعل زان بوی گل
یا چو نازک مغز در بانگ دهل
خویشتن مشغول میسازند و غرق
چشم میدزدند ازین لمعان برق
چشم میدزدند و آنجا چشم نی
چشم آن باشد که بیند مامنی
چون ز گورستان پیمبر باز گشت
سوی صدیقه شد و همراز گشت
چشم صدیقه چو بر رویش فتاد
پیش آمد دست بر وی مینهاد
بر عمامه و روی او و موی او
بر گریبان و بر و بازوی او
گفت پیغامبر چه میجویی شتاب
گفت باران آمد امروز از سحاب
جامههاات میبجویم در طلب
تر نمییابم ز باران ای عجب
گفت چه بر سر فکندی از ازار
گفت کردم آن ردای تو خمار
گفت بهر آن نمود ای پاکجیب
چشم پاکت را خدا باران غیب
نیست آن باران ازین ابر شما
هست ابری دیگر و دیگر سما