ای شهان کُشتیم ما خصم برون
ماند خصمی زو بتر در اندرون
این متن به بررسی جنگ درونی انسانها و نفس میپردازد. شاعر از کشته شدن دشمنان بیرونی سخن میگوید و میافزاید که خطر بزرگتر درون خود انسان، یعنی نفس اوست. او تأکید میکند که مقابله با این نفس نه تنها نیاز به عقل و هوش دارد، بلکه این جنگ واقعیتر و دشوارتر است. شاعر خاطرنشان میکند که نفس انسان مانند دوزخی است که هیچگاه سیر نمیشود و با وجود تمام غذاها و لذتها، همچنان در آتش تشنگی به معصیت ادامه میدهد. افکار منفی، سنگدلها و کافران در این جا به عنوان موانع درونی انسان مطرح شدهاند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید به جهاد اکبر، یعنی جنگ داخلی علیه نفس، بپردازد و از خداوند قوت و توفیق بخواهد تا به موفقیت برسد. او به اصل صداقت و راستگویی در زندگی اشاره میکند و بیان میدارد که تنها با رای مثبت و درست میتوان از کمان موفقیت پرتاب شد. جبریاد میکند که نشان واقعی شجاعت، رهایی از نفس و خودشناسی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای شهان کُشتیم ما خصم برون
ماند خصمی زو بتر در اندرون
کشتن این، کار عقل و هوش نیست
شیر باطن سخرهٔ خرگوش نیست
دوزخست این نَفس و دوزخ اژدهاست
کو به دریاها نگردد کم و کاست
هفت دریا را در آشامد، هنوز
کم نگردد سوزش آن خلقسوز
سنگها و کافرانِ سنگدل
اندر آیند اندرو زار و خجل
هم نگردد ساکن از چندین غذا
تا ز حقّ آید مرورا این ندا
سیر گشتی سیر، گوید نه هنوز
اینت آتش اینت تابش اینت سوز
عالمی را لقمه کرد و در کشید
معدهاش نعره زنان هَلْ مِنْ مَزید
حق قدم بر وی نهد از لامکان
آنگه او ساکن شود از کُنْ فَکان
چونک جزو دوزخست این نَفس ما
طبع کل دارد همیشه جزوها
این قدم حق را بود کو را کُشد
غیرِ حق خود کی کمان او کَشد
در کمان ننهند الّا تیر راست
این کمان را بازگون کژ تیرهاست
راست شو چون تیر و وا رَه از کمان
کز کمان هر راست بجهد بیگمان
چونک وا گشتم ز پیگار بُرون
روی آوردم به پیگار درون
قَدْ رَجَعْنَا مِنَ الْجِهَادِ الْأَصْغَرِیمْ
بَانَبِیٍّ أَنْدَرَ جِهَادِ أَکْبَرِیمْ
قوّت از حق خواهم و توفیق و لاف
تا به سوزن بر کَنم این کوه قاف
سهل دان شیری که صَفها بشکند
شیر آنست آن که خود را بشکند