شیر اندر آتش و در خشم و شور
دید کان خرگوش میآید ز دور
شیر خشمگین در آتش عصبانیت خود، متوجه خرگوشی میشود که از دور به سراغش میآید. خرگوش بدون ترس و با جسارت به سمت شیر میدود. شیر که خود را قویتر از خرگوش میداند، به او میگوید که او قدرت زیادی دارد و توانسته فیلها را از هم جدا کند و حتی گوش شیرهای نر را بمالد. شیر به خرگوش میفهماند که نباید به قدرت و جسارت او بیتوجه باشد و به او توصیه میکند که از خواب غفلت بیدار شود و فریب او را نخورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شیر اندر آتش و در خشم و شور
دید کان خرگوش میآید ز دور
میدود بیدهشت و گستاخ او
خشمگین و تند و تیز و تُرشرو
کز شکسته آمدن تُهمت بود
وز دلیری دفع هر ریبت بود
چون رسید او پیشتر نزدیکِ صف
بانگ بر زد شیر، های ای ناخلف
من که پیلان را ز هم بدریدهام
من که گوش شیر نر مالیدهام
نیم خرگوشی که باشد که چنین
امر ما را افکند او بر زمین
تَرکِ خواب غفلت خرگوش کن
غُرّهٔ این شیر ای خَر گوش کن