گفت هر رازی نشاید باز گفت
جفت طاق آید گهی گه طاق جفت
این متن درباره محفوظات و رازهایی است که نباید فاش شوند. شاعر بیان میکند که برخی از مسائل به خوبی و صفا مطرح میشوند، اما ممکن است در اثر بیان نادرست، به سیاهی و بدی تبدیل شوند. او هشدار میدهد که در بیان مسائل، باید مراقب بود، زیرا دشمنان در کمین هستند و ممکن است از حرفهای ما سوءاستفاده کنند. همچنین اشاره به مشورت با افراد حکیم و درسآموز دارد و میگوید که برای پنهان نگهداشتن نظرها، باید از بیان مستقیم آنها خودداری کرد. در نهایت، شاعر نقل قولی از پیامبر میکند که نشان میدهد پاسخها باید با دقت و نه بهصورت مستقیم بیان شوند تا از دست دشمنان دور بمانند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت هر رازی نشاید باز گفت
جفت طاق آید گهی گه طاق جفت
از صَفا گر دَم زَنی با آینه
تیره گردد زود با ما آینه
در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبت
از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت
کین سه را خصمست بسیار و عدو
در کمینت ایستد چون داند او
ور بگویی با یکی دو الوَداع
کُلُّ سرٍّ جاوَزَ الاثنَینَ شاع
گر دو سه پَرَّنده را بندی بهَم
بر زمین مانند محبوس از الم
مشورت دارند سَرپوشیده خوب
در کنایت با غلط افکن مشوب
مشورت کردی پیمبر بستهسَر
گفته ایشانش جواب و بیخبر
در مثالی بسته گفتی رای را
تا ندانند خصم از سَر پای را
او جواب خویش بگرفتی ازو
وز سؤالش مینبُردی غیرْ بو