آن وزیرک از حسد بودش نژاد
تا به باطل گوش و بینی باد داد
این شعر درباره حسد و اثرات منفی آن است. وزیرک به خاطر حسد خود، به مردم آسیب میزند و از آنجا که حسد او ناشی از نژاد و ریشهاش است، به باطل گوش و بینی میدهد. شاعر بیان میکند که کسی که از حسد دیگران را میبیند، در واقع خود را منحرف و کور میکند. بینی که به انسان احساس میدهد بوی خوبی را احساس کند، در صورتی که کسی بوی خوبی نداشته باشد، در حقیقت بینایی ندارد. همچنین، شکرگزاری از نعمتها و بندگی در برابر شاکران اهمیت دارد. سرانجام، وزیر به عنوان یک کافر و مکار معرفی شده و بر اثر حسد خود بر مردم تأثیر منفی میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن وزیرک از حسد بودش نژاد
تا به باطل گوش و بینی باد داد
بر امید آنکِ از نیش حسد
زهر او در جان مسکینان رسد
هر کسی کو از حسد بینی کند
خویش را بیگوش و بی بینی کند
بینی آن باشد که او بویی بَرد
بوی او را جانب کویی بَرد
هر که بویش نیست بی بینی بود
بوی آن بویست کان دینی بود
چونک بویی بُرد و شکر آن نکرد
کفر نعمت آمد و بینیش خورد
شکر کن مر شاکران را بنده باش
پیش ایشان مُرده شو پاینده باش
چون وزیر از رهزنی مایه مساز
خلق را تو بر میاور از نماز
ناصح دین گشته آن کافر وزیر
کرده او از مکر در گوزینه سیر