دفتر اول

بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد

شاه را زان شمّه‌ای آگاه کرد

۲

گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را

حاضر آریم از پی این درد را

۳

مرد زرگر را بخوان زان شهر دور

با زر و خلعت بده او را غرور

بازگشت به سروده‌های مولانا