بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّهای آگاه کرد
پس از آن، فردی بلند شد و تصمیم گرفت تا شاه را از ماجرا آگاه کند. او پیشنهاد کرد که باید مردی را که به این مشکل مربوط است، حاضر کنند. او همچنین پیشنهاد داد که زرگر را از شهر دور بخوانند و با طلا و امکانات او را مغرور کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّهای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور