از خدا جوییم توفیق ادب
بیادب محروم گشت از لطفِ رب
دفتر اول
این متن به اهمیت ادب و تواضع در زندگی و در سفر معنوی انسان میپردازد و میگوید که بیادبی و ناسپاسی انسان را از لطف خداوند محروم میکند. شاعر به داستان قوم موسی و عیسی اشاره میکند که چگونه بیادبی باعث شد تا از نعمتهای الهی محروم شوند. همچنین، تذکر میدهد که بیادبی و گناهکاری و گستاخی، بلاها و مشکلات برای جوامع بشری بهوجود میآورد و آنچه از سختیها و غمها به انسان میرسد، ناشی از این بیادبی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از خدا جوییم توفیق ادب
بیادب محروم گشت از لطفِ رب
بیادب تنها نه خود را داشت بَد
بلکه آتش در همه آفاق زد
مایده از آسمان در میرسید
بی شِری و بیع و بیگفت و شنید
در میان قوم موسی چند کس
بیادب گفتند «کو سیر و عدس؟»
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان
باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبَق
مائده از آسمان شد عائده
چون که گفت انزل علینا مائده
باز گستاخان ادب بگذاشتند
چون گدایان زلّهها برداشتند
لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
زان گدارویانِ نادیده ز آز
آن در رحمت بریشان شد فراز
ابر بَر ناید پی منع زکات
وَز زِنا افتد وَبا اندر جهات
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم
آن ز بیباکی و گستاخیست هم
هر که بیباکی کند در راهِ دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست
از ادب پرنور گشتهست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک
بُد ز گستاخی کسوف آفتاب
شد عزازیلی ز جُراَت رَدِّ باب