میان بنده و حق، حجاب همین دو است و باقیِ حُجُب ازین دو ظاهر میشود و آن صحّت است و مال. آنکس که تن درست است میگوید «خدا کو؟ من نمیدانم و نمیبینم» همین که رنجَش پیدا میشود آغاز میکند که «یااللّه یااللّه» و به حق، همراز و همسخن میگردد؛ پس دیدی که صحّت حجابِ او بود. و حقّ، زیر آن درد پنهان بود. و چندانک آدمی را مال و نوا هست اسبب مرادات مهیّا میکند و شب و روز به آن مشغول است؛ همین که بی نواییاش رو نمود، نفس ضعیف گشت و گرد حق گردد: (بیت شعر:) «مستی و تهی دستیت آورد به من من بندهٔ مستی و تهیدستی تو» حق تعالی فرعون را چهارصد سال عمر و ملک و پادشاهی و کامروایی داد جمله حجاب بود که او را از حضرت حقّ دور میداشت، یک روزش بیمرادی و دردسر نداد تا نبادا که حقّ را یادآرد. گفت: «تو به مراد خود مشغول میباش و ما را یاد مکن شبت خوش باد!». بیت شعر: از ملکت سیر شد سلیمان و ایّوب نگشت از بلا سیر
فیه ما فیه
فصل شصت و هشتم - میان بنده و حق حجاب همين دو است و باقی حجب ازین دو ظاهر میشود
سرودهٔ مولانادربارهٔ این سروده
حجاب بین بنده و خداوند دو چیز است: صحت و مال. انسان وقتی که در حال راحتی و خوشی است، به یاد خدا نمیافتد و وقتی دچار مشکلات میشود، به سمت خداوند برمیگردد. این نشان میدهد که مشکلات و رنجها باعث نزدیک شدن او به حق میشود. حتی افراد قدرتمند مثل فرعون که سالها در آسایش بودند، به خاطر حجابهایشان از حقیقت دور میمانند و چون دردی را نمیچشند، به یاد خدا نمیافتند. در نهایت، حجابها باعث غفلت انسان از حقیقت میشوند و تنها در زمان مشکلات است که فرد به یاد خدا و حقیقت میافتد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.