نسیت الیوم من عشقی صلاتی
فلا ادری عشائی من غداتی
شاعر در این متن درباره عشق و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او به نمادهایی مانند خورشید و ماه اشاره میکند که به عشق و زیبایی معشوقش نسبت میدهد. عشق او به گونهای است که باعث شده ثبات او از بین برود و زندگی را در دو بعد متفاوت یعنی عشق و محبوبیت تجربه کند. او همچنین به ویژگیهای معنوی و دستاوردهای روحانی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این احساسات بر قلب و روح او تأثیر گذاشته و زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر به دشواریهای عشق و نیاز به پایداری در این راه اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نسیت الیوم من عشقی صلاتی
فلا ادری عشائی من غداتی
فوجهک سیدی! شمسی و بدری
و نثری منک یاقوت الزکاة
نداک سکرة الارواح طرا
و فی لقیاک طاعء کل ناتی
لقد نهج الهوی منهاج کبد
فضاعت فی مناهجه ثباتی
و ادنی ما لقینا فی هواه
حیوة فی حیوة فی حیات
تشبثنا باذیال کرام
باید تایبات آیبات
فما اغنی التشبث للسکاری
و ما النتفعوا بیات النجاة
و انی الاستقامة والتوقی
لقلب بعد شرب المنکرات؟!