الا فیالغشق تشریفی و عیدی
تعالوا نحو عشق منستزید
این شعر به دعوت به عشق و حقیقت میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا به سمت عشق بیایند و از محدودیتهای دنیوی فراتر روند. او به یک منبع بینظیر و غنی از عشق و وجود اشاره میکند و اظهار میدارد که در این حالت همه چیز فراموش میشود و روح در فضایی نو و تازه تجربه میکند. شاعر به عمق و عظمت عشق و حقیقت اشاره دارد و بیان میکند که این حالت فراتر از محدودیتهای معمولی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الا فیالغشق تشریفی و عیدی
تعالوا نحو عشق منستزید
دعانا من تعالی عن حدود
نجیالمحدود بالعین الحدید
دعانا بحر ذی ماء فرات
فانکرنا التیمم بالصعید
دعانا خالق کل دعاء
تخاسر عندنا کل بعید
نسینا کل شی مذ ذکرنا
مقامات تعالت عن ندید
بدایات نهایات لدیها
مجالالروح فی جد جدید