اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
شرفنی بحضرة، قلت له فهکذی
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عشق و شوق خود نسبت به محبوبش میپردازد. او از زیباییهای محبوب و تأثیر آنها بر دل و جان خود صحبت میکند و هر بار با عبارت «قلت له فهکذی» تأکید میکند که این احساسات راست و واقعی هستند. شاعر همچنین به اهمیت حضور محبوب و تأثیرات مثبت او بر زندگیاش اشاره میکند و در نهایت از شخصی به نام شمس دین تبریزی یاد میکند که به او دلگرمی و امید میدهد. در کل، این شعر به زیبایی، احساسات عمیق و پالایش روح عشق میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
شرفنی بحضرة، قلت له فهکذی
جاء امیر عشقه ازعجنی جنوده
امددنی بنصرة، قلت له فهکذی
جملنی جماله، نورنی هلاله
اطربنی بسکرة، قلت له فهکذی
یسکن فی جوارنا، تسکن منه نارنا
یدهشنا بعشرة، قلت له فهکذی
نور وجهه الدجی، صدق لطفهالرجا
اکرمنی بزورة، قلت له فهکذی
نال فؤادی کأسه عظمه و بأسه
فاز به بخمرة، قلت له فهکذی
من تبریز شمس دین یسمع منی الانین
یکرمنی بسفرة، قلت له فهکذی