بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
که تو رو تازه از اصل اصولی
در این شعر، شاعر به مخاطب خود میگوید که خود را خالی از غرور کند، زیرا خیالهای بیاساس میتواند او را فریب دهد. او توصیه میکند که با روحیهای قوی و آگاه، به افکار منفی و توهمات نپردازد. شاعر هشدار میدهد که خیالهای بد میتوانند انسان را از واقعیت دور کنند و به نوعی دیو یا شیطان مانند شوند. در نهایت، او بر اهمیت آگاهی و پاکی ذهن تأکید میکند و دعا میکند که خداوند دلها را از فریب دور سازد و حقیقت را بر آنها آشکار کند. شعر به نوعی به هشیاری در برابر خیالات و توهمات تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
که تو رو تازه از اصل اصولی
خیالی گول گیری گر بیاید
چنین داند که تو مغرور و گولی
به زخم سیلیش از دل برون کن
که تا عبرت بگیرد هر فضولی
خیال بد رسول دیو باشد
تو او را توبهای ده از رسولی
خیالی در تو آویزد، بیفتی
ترا وهمی پژولاند، پژولی
خیالی هست چون خورشید روشن
خیالی چون شب تاریک لولی
اگر مردانه گوش او بمالی
ترا کافر کند وهم حلولی
برای تو مهان در انتظارند
سبکتر رو، چرا در مول مولی؟
خیالات اتتکم کالخیول
فدسوها ثقاتی! فیالسقول
خیالات مضلات کذاب
لحاها الله ربی بالافول
فطوبی للذی یعلو علاه
و یقطع عرقها قبلالحصول
الهی قدیمی علی
صفیالقلب من غشالغلول
علیالله بیان ما نظمنا
مفاعیلن مفاعیلن فعولی