این طریق دارهم یا سندی و سیدی
اهد الی وصالهم، ذبت منالتباعد
این متن شاعرانه شامل ابراز عشق و longing (اشتیاق) به معشوق است. شاعر از فاصله و جدایی میگوید و به زیباییهای معشوق اشاره میکند. او به معشوق به عنوان موجودی فوقالعاده و محترم نگاه میکند و بیان میکند که حتی در میان درد و رنج، عشق او شیرینتر از همه بدیهاست. شاعر به موازات احساسی عمیق، از عوامل حاسد و مشکلات زندگی یاد میکند و از معشوق میخواهد که به او پناه دهد. او در پی وصال و نزدیکی به معشوق است و از عشق خود غرق در شادی و مستی میباشد. شاعر به تأثیر عشق بر زندگیاش و تلاش برای رسیدن به محبوب اشاره دارد و در نهایت به جستوجو و پیگیری عشق خود ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این طریق دارهم یا سندی و سیدی
اهد الی وصالهم، ذبت منالتباعد
ای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدی
آن همه حسن و نیکوی نست مناسب بدی
یافئتی فدیتکم فی امل اتیتکم
قد قطعت وسایلی حیلة قول حاسد
جان شهان و حاجبان! چشم و چراغ طالبان
بیتو ز جان و جا شدم، تو ز برم کجا شدی؟
یا ملک الا یا من، یا شرف الاماکن
جتک کی تعیذنی، سطوة کل معتدی
یار سرور و دولتم، خواجهٔ هر سعادتم
لیک تو با همه جفا خوشتر ازین همه بدی
رحمتکم محیطة، رافتکم بسیطة
سادتنا، تقبلو توبة کل عابد
مست میی نمیشوم، جز ز شراب اولین
ده قدحی، چه کم شود از خم فضل ایزدی؟
طلعتکم بدورنا، بهجتنا و نورنا
ظل خیال طیفکم دولة کل ماجد
ای دل خسته هان و هان، تا نرمی ز سرخوشان
پا نکشی ز عاشقان، ورنه جهود و مرتدی
قبلتنا خیالهم لذتنا دلالهم
یا سندی، جمالهم فتنة کل زاهد
قدر وصالشان بدان یاد کن، آنک پیش ازین
همچو زنان تعزیت بر سر و رو همی زدی
خادعنی و غرنی، هیجنی و جرنی
نور هلال وصلکم من افق مشید
ای دل مست جستوجو، صورت عشق را بگو
«بر دو جهان خروج کن، هرچه کنی مؤیدی »