در دل من پردهٔ نو میزنی
ای دل و ای دیده و ای روشنی
این شعر به بیان عواطف عمیق و ارتباطات معنوی میان دل، دیده، و روشنی میپردازد. شاعر به نوعی پردهبرداری از حقیقت وجودی انسان و تغییرات پیوسته درون او اشاره میکند. او به زیبایی و تازگی موجود در وجود پروردگار اشاره کرده و از قدرت و نیرویی که از او میگیرد سخن میگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که همه چیز در او و او در همه چیز وجود دارد و واژهها و اشکال مختلف حاکی از این ارتباط عمیق هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در دل من پردهٔ نو میزنی
ای دل و ای دیده و ای روشنی
پرده توی وز پس پرده توی
هر نفسی شکل دگر میکنی
پرده چنان زن که بهر زخمهٔ
پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
شب منم و خلوت و قندیل جان
خیره که تو آتشی یا روغنی
بیمن و تو، هر دو توی، هر دو من
جان منی، آن منی، یا منی
نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ
تنتن تنتن، که تو یعنی تنی
گر تنم و گر دلم و گر روان
شاد بدانم که توم میتنی
از تو چرا تازه نباشم؟! که تو
تازگی سرو و گل و سوسنی
از تو چرا نور نگیرم؟! که تو
تابش هر خانه و هر روزنی
از تو چرا زور نیابم؟! که تو
قوت هر صخره و هر آهنی