جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
غزل «جان جانی و جان صد جانی» به بیان احساسات عمیق و رازآلود میپردازد. شاعر به نعرههای پنهانی و ناپیدا در دل اشاره میکند و میگوید که تنها افراد نادان نمیتوانند این احساسات را درک کنند. او همچنین به عار و شرم ناشی از درک این موضوعات اشاره دارد و میگوید که این احساسات برای انسانهای با فضیلت و بزرگ ناپسند است. در نهایت، شاعر به فرار از این احساسات فانی و دنیوی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
هر کی کر نیست بشنود وصفت
نعل معکوس و خفیه میرانی
غیر احمق به فهم این نرسد
عارت آید از این لت انبانی
سد پیش و پس تو این عارست
که سرافراز و قطب خلقانی
چون گریزی از این فزون گردد
کای فلان فارغست زین فانی