زندگانی مجلس سامی
باد در سروری و خودکامی
این شعر به ستایش و ارادت به یک شخصیت برجسته و محبوب اشاره دارد. شاعر از مقام و بلندای نام او سخن میگوید و به تمجید از ویژگیهای پسندیده او میپردازد. او در این سروده، عشق و اشتیاق خود را نسبت به این شخص ابراز کرده و از او خواستار حمایت و حمایت از مردم است. همچنین به امید خداوند و کرم او اشاره میکند و از آرامش و پناهی که این شخصیت برای مردم فراهم میآورد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر آرزو دارد که در سایه این بزرگوار، زندگی بهتری برای مسلمانان فراهم گردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زندگانی مجلس سامی
باد در سروری و خودکامی
نام تو زنده باد کز نامت
یافتند اصفیا نکونامی
میرسانم سلام و خدمتها
که رهی را ولی انعامی
چه دهم شرح اشتیاق که خود
ماهیم من تو بحر اکرامی
ماهی تشنه چون بود بیآب
ای که جان را تو دانه و دامی
سبب این تحیت آن بودست
که تو کار مرا سرانجامی
حاصل خدمت از شکرریزت
دارد اومید شربت آشامی
ز آن کرمها که کردهای با خلق
خاص آسوده است و هم عامی
بکشش در حمایتت کامروز
توی اهل زمانه را حامی
تا که در ظل تو بیارامد
که تو جان را پناه و آرامی
که شوم من غریق منت تو
کابتدا کردی و در اتمامی
باد جاوید بر مسلمانان
سایهات کآفتاب اسلامی
این سو ار کار و خدمتی باشد
تا که خدمت نمای و رامی