حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی
این شعر به ستایش شاهی میپردازد که قدرت مطلق و تسلط بر دنیا دارد. شاعر میگوید که شاهان در خوابهایشان به دنبال چنین سلطنتی بودند و حالا این قدرت به آسانی در دست اوست. او را به عنوان یک انسان صاف و شفاف توصیف میکند که بالاتر از ملک و مملکت است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید از مشکلات عاشقان دور شود و موانع را برطرف کند. در نهایت، به نیکی و لطافت فرمان او اشاره میشود و ارتباطی به شخصیت شمس تبریز، که نماد رحمت و صفات الهی است، برقرار میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی
حکم مطلق تو راست در عالم
حاکمان قالباند و تو جانی
آن چه شاهان به خواب میجستند
چون مسلم شدت به آسانی
همه مرغان چو دانه چین تواند
تو همایی میان مرغانی
بر سر آمد رواق دولت تو
ز آن که تو صاف صاف انسانی
برتر آید ز جان ملک و ملک
گر دهی دل به روح حیوانی
شرطها را ز عاشقان برگیر
که تو احوال شان همیدانی
دامها را ز راه شان بردار
خواه تقدیر و خواه شیطانی
تا شوم سرخ رو در این دعوی
که تو چون حق لطیف فرمانی
شمس تبریز رحمت صرفی
ز آن که سر صفات رحمانی