سلطان منی سلطان منی
و اندر دل و جان ایمان منی
این شعر به ستایش و محبت نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر به معشوق خود میگوید که او نه تنها سلطان زندگیاش است، بلکه منبع ایمان و روح او نیز به حساب میآید. او تأکید میکند که بدون وجود معشوق، زندگی برایش بیمعناست. معشوق در نظر او همهچیز است؛ از غذا و آب گرفته تا زیبایی و نعمتهای زندگی. شاعر به نوعی در وصف عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که درباره این عشق و ارتباط عمیق توضیح بدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سلطان منی سلطان منی
و اندر دل و جان ایمان منی
در من بدمی من زنده شوم
یک جان چه بود صد جان منی
نان بیتو مرا زهرست نه نان
هم آب منی هم نان منی
زهر از تو مرا پازهر شود
قند و شکر ارزان منی
باغ و چمن و فردوس منی
سرو و سمن خندان منی
هم شاه منی هم ماه منی
هم لعل منی هم کان منی
خاموش شدم شرحش تو بگو
زیرا به سخن برهان منی