غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

۲

چون سرو و سوسن تا روز روشن

خوبیم و زیبا کامشب نخسپی

۳

یار موافق تا صبح صادق

شاهی و مولا کامشب نخسپی

۴

ای ماه پاره همچون ستاره

باشی به بالا کامشب نخسپی

۵

از حسن رویت و از لطف مویت

خواهد ثریا کامشب نخسپی

۶

چون دید ما را مست تو یارا

نالید سرنا کامشب نخسپی

۷

چون روز لالا دارد علالا

کوری لالا کامشب نخسپی

۸

در جمع مستان با زیردستان

بگریست صهبا کامشب نخسپی

۹

قومی ز خویشان گشته پریشان

بهر تو تنها کامشب نخسپی

بازگشت به سروده‌های مولانا