الا میر خوبان هلا تا نرنجی
بهانه نگیری و از ما نرنجی
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر از محبوب میخواهد که از او و دیگران رنجش به دل نگیرد و به جای آن بر عشق و دوستی تمرکز کند. او به اهمیت رابطهشان اشاره میکند و ابراز امیدواری دارد که محبوب، با لبخند و شادی، از ناراحتی پرهیز کند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که در نهایت، همه انسانها از خاک ساخته شدهاند و نباید به خاطر مسائل ناچیز ناراحت شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الا میر خوبان هلا تا نرنجی
بهانه نگیری و از ما نرنجی
توی یار غارم امید تو دارم
که سر را نخارم نگارا نرنجی
تو جانان مایی تو خاصان مایی
ز هر جا برنجی از اینجا نرنجی
توی شب فروزم توی بخت و روزم
که امشب بخندی و فردا نرنجی
یکی مشت خاکیم ای جان چه باشد
که از ما و زینها و زانها نرنجی
چو دانا و نادان شدند از تو شادان
ز نادان نگیری ز دانا نرنجی