غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ببست خواب مرا جاودانه دلداری

به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری

۲

به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا

چو مرده‌ای که درافتاد در نمکساری

۳

کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی

کجا گذارد این فتنه صبر صباری

۴

اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد

ببین چه صرصر باهیبتست این باری

بازگشت به سروده‌های مولانا