غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۹۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی

۲

عجب عجب که برون آمدی به پرسش من

ببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیدایی

۳

بده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرا

بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی

۴

مرو مرو چه سبب زود زود می‌بروی

بگو بگو که چرا دیر دیر می‌آیی

۵

نفس نفس زده‌ام ناله‌ها ز فرقت تو

زمان زمان شده‌ام بی‌رخ تو سودایی

۶

مجو مجو پس از این زینهار راه جفا

مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی

۷

برو برو که چه کَش می‌روی به شیوه‌گری

بیا بیا که چه خوش می‌چمی به رعنایی

بازگشت به سروده‌های مولانا