ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
مرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
این شعر به توصیف سفر معنوی و جستجوی عشق و حقیقت میپردازد. شاعر از عقل و دل خود به عنوان وسیلهای برای شناخت حقیقت عشق یاد میکند و از فضایی بینظیر سخن میگوید که فراتر از جهان مادی است. او به شنونده پیشنهاد میکند که به حقیقت جان خود گوش بسپارد و از رازهای نهانی مطلع شود. در ادامه، شاعر به جستجوی حکمت و بهرهگیری از آگاهی آگاهانه اشاره میکند و به این نکته میپردازد که آگاهی در سکوت و با گوش دل به دست میآید. شاعر با اشاره به داستانهای عرفانی، به شناخت عمیقتر از خود و معنای زندگی دعوت میکند و بر اهمیت دل و نور آن تأکید دارد. در نهایت، او به نور شمس و فضیلتهای علمی و معنوی اشاره میکند و تشویق میکند که با فهم عمیقتر از دنیا و عشق، به حقیقت نزدیکتر شویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
مرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
بدان رواق رسیدم که ماه و چرخ ندیدم
بدان جهان که جهان هم جدا شود ز جهانی
یکی دمیم امان ده که عقل من به من آید
بگویمت صفت جان تو گوش دار که جانی
ولیک پیشتر آ خواجه گوش بر دهنم ده
که گوش دارد دیوار و این سریست نهانی
عنایتیست ز جانان چنین غریب کرامت
ز راه گوش درآید چراغهای عیانی
رفیق خضر خرد شو به سوی چشمه حیوان
که تا چو چشمه خورشید روز نور فشانی
چنانک گشت زلیخا جوان به همت یوسف
جهان کهنه بیابد از این ستاره جوانی
فروخورد مه و خورشید و قطب هفت فلک را
سهیل جان چو برآید ز سوی رکن یمانی
دمی قراضه دین را بگیر و زیر زبان نه
که تا به نقد ببینی که در درونه چه کانی
فتادهای به دهانها همیگزندت مردم
لطیف و پخته چو نانی بدان همیشه چنانی
چو ذره پای بکوبی چو نور دست تو گیرد
ز سردیست و ز تری که همچو ریگ گرانی
چو آفتاب برآمد به خاک تیره بگوید
که چون قرین تو گشتم تو صاحب دو قرانی
تو بز نهای که برآیی چراغپایه به بازی
که پیش گله شیران چو نره شیر شبانی
چراغ پنج حست را به نور دل بفروزان
حواس پنج نمازست و دل چو سبع مثانی
همیرسد ز سموات هر صبوح ندایی
که ره بری به نشانی چو گرد ره بنشانی
سپس مکش چو مخنث عنان عزم که پیشت
دو لشکرست که در وی تو پیش رو چو سنانی
شکر به پیش تو آمد که برگشای دهان را
چرا ز دعوت شکر چو پسته بسته دهانی
بگیر طبله شکر بخور به طبل که نوشت
مکوب طبل فسانه چرا حریف زبانی
ز شمس مفخر تبریز آفتاب پرستی
که اوست شمس معارف رئیس شمس مکانی