دوش همه شب دوش همه شب
گشتم من بر بام افندی
در این شعر، شاعر از شبهایی سخن میگوید که در بام کسی به نام "افندی" میگذرانده و در آخر شب از شراب او مینوشیده است. او به زیباییهای عشق و زندگی اشاره میکند و نام افندی را مایه برکت و روشنایی میداند. در اینجا، افندی نماد دانایی و صفای روحی است که میتواند نور و عشق را به زندگیها ببخشد. شاعر به تاثیر کلام افندی بر دلها و شادی و آرامش ناشی از آن میپردازد و در نهایت به بزرگ بودن افندی و غیرقابل دسترسی بودن او اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوش همه شب دوش همه شب
گشتم من بر بام افندی
آخر شب شد آخر شب شد
خوردم می از جام افندی
شیر و شکر را شمس و قمر را
مایه ببخشد نام افندی
نور دو عالم عشق قدیمی
دولت مرغان دام افندی
شیر روان شد خوش ز بیانش
شیر سیه شد رام افندی
کام ملوکان جایزه گیری
جایزه بخشی کام افندی
کعبه جانها روی ملیحش
پخته عالم خام افندی
گر الفی و سابق حرفی
محو شو اندر لام افندی
نور بود او نار نماید
خاص بود خود عام افندی
بس کن بس کن کس نتواند
که بگزارد وام افندی