نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت پری (نوعی موجود افسانهای) که پیش سلیمان صف کشیده است، اشاره میکند. او از تأثیر زیبایی این پری بر انسانها سخن میگوید و اینکه چگونه حضور این پری میتواند باعث راحتی و شادی انسانها شود. همچنین، اشاره میکند که این پری توانایی باز کردن چشم انسانها را دارد و زیبایی او در مقایسه با دنیای مادی، حالتها و احساسات را تغییر میدهد. در نهایت، شاعر به عشق و شادی ناشی از زیبایی این پری و تأثیر آن بر روح انسان و مذهب اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری
آن پریی کز رخش گشت بشر چون ملک
یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری
تربیت آن پری چشم بشر باز کرد
یافته دیو و ملک گوهر جان زان پری
ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد
گشت پری آدمی هم شد انسان پری
دیده جان شمس دین مفخر تبریز و جان
شاد ز عشق رخش شادتر از جان پری