شیردلا صد هزار شیردلی کردهای
در کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
در این شعر، شاعر به تجلیل از شخصیت و ویژگیهای شیردل اشاره دارد و او را به خاطر شجاعت و دلیریاش ستایش میکند. شاعر به شدت از او میخواهد که دوباره به یاری و رحمت بشتابد و سوگند خویش را بشکند اگر به خدا قسم خورده است. همچنین از او میخواهد که در این شرایط جنگ و خصومت، به دشمنان توجه نکند و در پی محبوب خود برود. شاعر به جدیت و تلاش بیشتر او تأکید کرده و از او میخواهد که برخیزد و اقدام کند، زیرا در عشق و دوستی، نیاز به کوشش و جهد وجود دارد. در انتها، شاعر به شمس دین تبریزی، محبوبش، اشاره میکند و به تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شیردلا صد هزار شیردلی کردهای
در کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
چشم ببند و بکن بار دگر رحمتی
بشکن سوگند را گر به خدا خوردهای
بنگر کاین دشمنان دستزنان گشتهاند
چونک در این خشم و جنگ پایِ خود افشردهای
میل تو با کیست جان!؟ تا بشوم خاک او
چاکر آن کس شوم کش به کس اشمردهای
ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن
جهد مبارک بوَد، از چه تو پژمردهای ؟
خیز برو پیش دوست روی بنه بر زمین
کای صنمِ چون شکر از چه بیازردهای ؟
خواجه جان شمس دین مفخر تبریزیان
این سرم از نخل تست زانک تو پروردهای