پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
چون تو منی من توام چند توی و منی
این شعر به بیان وحدت و یگانگی موجودات و حقیقت وجود میپردازد. شاعر از مفهوم "یکی" و "تعدد" صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که همه ما در واقع از یک جوهر و حقیقت واحد هستیم، اما دیدگاههای مختلف باعث میشود که این یگانگی را نادیده بگیریم. او به تضاد بین ثروت و فقر، به دنبالبلدی سایه فریبندگی دنیوی اشاره میکند و از افراد میخواهد از این قید و بندهای ظاهری رها شوند و به شناخت عمیقتری از خود و دیگران دست بزنند. در نهایت، او تاکید میکند که تبدیل اختلافات به اتحاد و یگانگی، به درک و رابطۀ بهتر میان انسانها و با حقیقت الهی منجر خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
چون تو منی من توام چند توی و منی
نور حقیم و زجاج با خود چندین لجاج
از چه گریزد چنین روشنی از روشنی
ما همه یک کاملیم از چه چنین احولیم
خوار چرا بنگرد سوی فقیران غنی
راست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوار
هر دو چو دست تواند چه یمنی چه دنی
ما همه یک گوهریم یک خرد و یک سریم
لیک دوبین گشتهایم زین فلک منحنی
رخت از این پنج و شش جانب توحید کش
عرعر توحید را چند کنی منثنی
هین ز منی خیز کن با همه آمیز کن
با خود خود حبهای با همه چون معدنی
هر چه کند شیر نر سگ بکند هم سگی
هر چه کند روح پاک تن بکند هم تنی
روح یکی دان و تن گشته عدد صد هزار
همچو که بادامها در صفت روغنی
چند لغت در جهان جمله به معنی یکی
آب یکی گشت چون خابیهها بشکنی
جان بفرستد خبر جانب هر بانظر
چون که به توحید تو دل ز سخن برکنی