غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی

جان مرا خوش بکش این نفس ار می‌کشی

۲

کشتن شیرین و خوش خاصیت دست توست

زانک نظرخواه را تو به نظر می‌کشی

۳

هر سحری مستمر منتظرم منتظر

زانک مرا بیشتر وقت سحر می‌کشی

۴

جور تو ما را چو قند راه مدد درمبند

نی که مرا عاقبت بر سر در می‌کشی

۵

ای دم تو بی‌شکم ای غم تو دفع غم

ای که تو ما را به دام همچو شرر می‌کشی

۶

هر دم دفعی دگر پیش کنی چون سپر

تیغ رها کرده‌ای تو به سپر می‌کشی

بازگشت به سروده‌های مولانا