ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
در این شعر، شاعر با آسمان صحبت میکند و عشق را به آفتاب تشبیه میکند. او عاشق را به چرخ آسیا تشبیه میکند که دور زمین میگردد و از زیباییها و نشانههای عشق سخن میگوید. شاعر همچنین به مقایسه پروانه و شمع میپردازد و بیان میکند که عشق در واقع خانه خداست. او تأکید میکند که در دلش نکتههای زیادی برای گفتن دارد اما نمیتواند همه آنها را بیان کند. عشق و زیباییهای آن در این شعر، محور گفتگو است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
والله که عاشقی و بگویم نشان عشق
بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی
از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی
از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی
ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت
آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی
از گردشی کنار زمین چون ارم کنی
وز گردشی دگر چه درختان که برکنی
شمعی است آفتاب و تو پروانهای به فعل
پروانه وار گرد چنین شمع میتنی
پوشیدهای چو حاج تو احرام نیلگون
چون حاج گرد کعبه طوافی همیکنی
حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید
ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی
جمله بهانههاست که عشق است هر چه هست
خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی
زین بیش مینگویم و امکان گفت نیست
والله چه نکتههاست در این سینه گفتنی