ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی
آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی
در این شعر، شاعر به حیلهگری و فریبندگی قدرتها و دنیای مادی اشاره میکند. او به قدرتهایی مانند داوود و ایوب اشاره میکند که حتی آنان نیز در دام فریب و بلا گرفتار شدند. شاعر تأکید میکند که اگرچه دنیا و قدرتها به ظاهر فریبنده هستند، اما حقیقت این است که همه چیز زیر سلطه خداوند است. او در نهایت به فریبت خدای تعالی نیز اشاره کرده و میگوید که در واقع خود خداوند نیز فریبنده است و حقایق را به گونهای مدیریت میکند که همه چیز در دستان اوست. به طور کلی، شعر به افسانههای فریب و حقیقت وجود خدا در پس منظر آنها میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی
آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی
اما چو جمله عالم ملک تو است کلی
بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی
داوود را فریبی در دام ملک و دولت
و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی
آن را به دانه بردی وین را به دام بردی
آن دام دانه شد چون تو خوش لقا فریبی
فرعون عالمی را بفریبد و نداند
کان خاین دغا را هم در دغا فریبی
ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان
ای پربها که او را تو بیبها فریبی
ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد
آخر تو جملگان را خود از خدا فریبی