غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی

آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی

۲

اما چو جمله عالم ملک تو است کلی

بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی

۳

داوود را فریبی در دام ملک و دولت

و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی

۴

آن را به دانه بردی وین را به دام بردی

آن دام دانه شد چون تو خوش لقا فریبی

۵

فرعون عالمی را بفریبد و نداند

کان خاین دغا را هم در دغا فریبی

۶

ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان

ای پربها که او را تو بی‌بها فریبی

۷

ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد

آخر تو جملگان را خود از خدا فریبی

بازگشت به سروده‌های مولانا