ز کجا آمدهای میدانی
ز میان حرم سبحانی
شاعر در این شعر از معانی بلند و عرفانی صحبت میکند و سوال میکند که انسان از کجا آمده و به کجا میرود. او به یاد مقامهای معنوی و روحانی میافتد و احساس میکند که این یادها در حال فراموشی هستند. شاعر به سرگردانی و گیجی انسان اشاره میکند و از بیارزشی زندگی که به خاک فروخته میشود، انتقاد میکند. او به ارزش بالای وجود انسان و مقام روحانی اشاره دارد و یادآور میشود که انسان از جایی والا و مقدس آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز کجا آمدهای میدانی
ز میان حرم سبحانی
یاد کن هیچ به یادت آید
آن مقامات خوش روحانی
پس فراموش شدستت آنها
لاجرم خیره و سرگردانی
جان فروشی به یکی مشتی خاک
این چه بیع است بدین ارزانی
بازده خاک و بدان قیمت خود
نی غلامی ملکی سلطانی
جهت تو ز فلک آمدهاند
خوبرویان خوش پنهانی