غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای

ای دلی کز شیر شیران خورده‌ای

۲

وی دلی کز عقل اول زاده‌ای

حاتم از دست سلیمان برده‌ای

۳

طاقت عشقت ندارد هیچ جان

این چه جان است این چه جان آورده‌ای

۴

آفتابی کآفتاب از عکس او است

زیر دامن طرفه پنهان کرده‌ای

۵

هم چراغ صد هزاران ظلمتی

هم مسیح صد هزاران مرده‌ای

۶

این شرابی را که ساقی گشته‌ای

از کدام انگورها افشرده‌ای

۷

هم زمستان جهان را میوه‌ای

دستگیر صد هزار افسرده‌ای

۸

کار زرکوبان چو زر کردی چو زر

شه صلاح الدین که تو صدمرده‌ای

بازگشت به سروده‌های مولانا