هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای عشق و تاثیرات آن اشاره میکند. شاعر در این شعر، محبوبش را به شمع، شاهد و می تشبیه میکند و عشق او را در همه جا حس میکند. او به سوز و گداز عشق اشاره کرده و بیان میکند که عشق سبب زخمهای عمیق و دردهایی شده که ممکن است انسانها را در بیخود و حالتی مستی قرار دهد. همچنین به تجربههای عارفانه و دگرگونیهای روحی در اثر عشق اشاره میکند و نام شمس تبریزی را به عنوان کسی که میتواند انسان را به کمال برساند، ذکر میکند. در کل، شعر سرشار از تمثیل و احساسات عمیق است که نشاندهنده قدرت عشق و جذبههای معنوی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
هر طرف از عشق تو پَر سوخته
آفتاب و صد هزاران همچو دی
چون همیشه آتشت در نی فتد
رفت شِکَّر زین هوس در جان نی
سر بُریدی صد هزاران را به عشق
زهره نِی جان را که گوید های و هی
عاشقان سازیدهاند از چشم بد
خانهها زیر زمین چون شهر ری
نیست از دانش بتر اشکنجهای
وای آنک ماند اندر نیک و بی
آن زنانِ مصر اندر بیخودی
زخمها خورده نکرده وای وی
در شب معراج شاه از بیخودی
صدهزارانساله ره را کرده طی
برشکن از بادههای بیخودان
تختهبندی ز استخوان و عرق و پی
شمس تبریزی تو ما را محو کن
ز آنک تو چون آفتابی ما چو فِی