مرحبا ای پرده تو آن پردهای
کز جهان جان نشان آوردهای
این شعر در ستایش و تمجید از پردهای است که نشاندهندهی حضور جان و زیبایی در جهان است. شاعر از پرده میخواهد که از مرزهای شنیدنیها عبور کند و بر جانها تاثیر بگذارد، چرا که این دنیا روحش مرده است. او از پرده میخواهد که جان را به عالم بالاتر برساند، جایی که دلها رهایی یافتهاند. همچنین به خندهی ماه و شراب آسمانی اشاره میشود و شیرینی جان را به عسل میماند که از عالم "الست" (عالم قبل از دنیا) به اینجا آمده است. در نهایت، اشاره به رویش سبزهها از خاک است که نشاندهندهی تلاشهای کشت و کار در این دنیا است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرحبا ای پرده تو آن پردهای
کز جهان جان نشان آوردهای
برگذر از گوش و بر جانها بزن
ز آنک جان این جهان مردهای
درربا جان را و بر بالا برو
اندر آن عالم که دل را بردهای
ماه خندانت گواهی میدهد
کان شراب آسمانی خوردهای
جان شیرینت نشانی میدهد
کز الست اندر عسل پروردهای
سبزهها از خاک بررستن گرفت
تا نماید کشتها که کردهای