غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باز چون گل سوی گلشن می‌روی

با توام گرچه که بی‌من می‌روی

۲

صدزبان شد سوسن اندر شرح تو

گلرخا خوش سوی سوسن می‌روی

۳

سوی مستان با دو لعل می فروش

از برای باده دادن می‌روی

۴

شاهدان استاره وار اندر پیت

تو بکش چون ماه روشن می‌روی

۵

در کی خواهی آتشی دیگر زدن

با دل چون سنگ و آهن می‌روی

۶

آفتابا ذره‌ام رقصان تو

پیش تو چون سوی روزن می‌روی

۷

تا درآرد شمس تبریزی به چشم

سرمه وار ای دل به هاون می‌روی

بازگشت به سروده‌های مولانا