باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمینبر؟ بلی
در این شعر، شاعر به بازگشت عشق و شادی اشاره میکند. او از ظهور معشوقی با زیباییهای خاص صحبت میکند که یادآور خوشیهای گذشته است. باغی پر از گلهای تازه و طراوت بهار توصیف میشود. اندیشهها و احساسات عمیق شاعر، تحت تأثیر عشق و شراب قرار گرفته و او را مست میکند. همچنین، شاعر به تقویت ایمان و روحیه انسانی در اثر عشق اشاره دارد، به طوری که حتی گناهکاران نیز به حقیقت پی میبرند. در نهایت، او این احساسات را در دل خود حفظ میکند تا همیشه مورد توجه قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمینبر؟ بلی
ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی
نوبهار حُسن آید سوی باغ؟
بشکفد آن شاخههای تر؟ بلی
طاقهای سبز چون بندد چمن
جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی
دامن پُر خاک و خاشاکِ زمین
پُر شود از مشک و از عنبر؟ بلی
آن بر سیمین و این روی چو زر
اندرآمیزند سیم و زر؟ بلی
این سر مخمورِ اندیشهپرست
مست گردد زان میِ احمر؟ بلی
این دو چشم اشکبارِ نوحهگر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی
گوشها که حلقه در گوشِ وی است
حلقهها یابند از آن زرگر؟ بلی
شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد
یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی
چون بُراق عشق از گردون رسید
وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی
جملهٔ خلق جهان در یک کَس است
او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی
من خمش کردم و لیکن در دلم
تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی