گوید آن دلبر که چون همدل شدی
با هوس همراه و هم منزل شدی
شاعر در این شعر به دلبر و عشق اشاره میکند و دربارهٔ پیوند عمیق و دلنشینی که در رابطهٔ عمیق با عشق به وجود میآید، سخن میگوید. او از اینکه چگونه انسان با هوس و عشق به خلسهای عمیق میرسد و در این مسیر، از دنیا فاصله میگیرد و به مرتبهای بالاتر میرسد، صحبت میکند. همچنین به تأثیر لطف و قدرت خداوند در این رابطه اشاره میکند و به مخاطب یادآوری میکند که باید از آتش عشق نترسد، چرا که این عشق او را کامل کرده است. شاعر همچنین به انتقاد از کسانی میپردازد که به جای عشق، به عقل و منطق تکیه میکنند و در نهایت، در دعوت به پذیرش راه و تدبیر درست از سوی خدا میگوید که اگر از این راه منحرف شویم، در واقع به باطل رفتهایم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گوید آن دلبر که چون همدل شدی
با هوس همراه و هم منزل شدی
از میان نقشها پنهان شدی
در جهان جانها حاصل شدی
هم برآوردی سر از لطف خدا
هم به شمشیر خدا بسمل شدی
پیش آتش رو تو از نقصان مترس
چونک از آتش چنین کامل شدی
عشرت دیوانگان را دیدهای
ننگ بادت باز چون عاقل شدی
چون نهای حیوان چه مست سبزهای
چون نمردی چون در آب و گل شدی
آستین شه صلاح الدین بگیر
ور نگیری باطل باطل شدی