چارهای کو بهتر از دیوانگی
بسکلد صد لنگر از دیوانگی
این قطعه poetic درباره اهمیت و زیبایی دیوانگی و عشق نوشته شده است. شاعر بیان میکند که دیوانگی میتواند راهی برای رهایی از رنج و دردهای زندگی باشد و کسانی که دیوانهاند، میتوانند به خوشبختی و آرامش دست یابند. او به تضاد میان عقل و دیوانگی اشاره میکند، بهطوریکه برخی افراد به خاطر عقلشان از دیوانگی محروم میشوند. همچنین، شاعر بر روی نقش دیوانگی در عشق و رابطهها تأکید کرده و میگوید که دیوانگی میتواند درهای جدیدی به روی انسان باز کند. در پایان، شمس تبریزی بهعنوان نماد عشق و دیوانگی معرفی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چارهای کو بهتر از دیوانگی
بسکلد صد لنگر از دیوانگی
ای بسا کافر شده از عقل خویش
هیچ دیدی کافر از دیوانگی
رنج فربه شد برو دیوانه شو
رنج گردد لاغر از دیوانگی
در خراباتی که مجنونان روند
زود بستان ساغر از دیوانگی
اه چه محرومند و چه بیبهرهاند
کیقباد و سنجر از دیوانگی
شاد و منصورند و بس بادولتند
فارسان لشکر از دیوانگی
برروی بر آسمان همچون مسیح
گر تو را باشد پر از دیوانگی
شمس تبریزی برای عشق تو
برگشادم صد در از دیوانگی