شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
همه شب عهد کنی روز شکستن گیری
این شعر به بیان اهمیت انسانیت و اخلاقیات در رفتارهای اجتماعی میپردازد. شاعر تأکید میکند که نباید به ظلم و ستم گروید و از نظر خود پیشرفت کرد. او به چهرههای مختلف انسانها اشاره میکند و میگوید که باید عدالت را در نظر داشته باشیم و به بیگناهی دیگران احترام بگذاریم. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که نباید از مومن و خوبان ترسید و باید بر اساس عقل و انصاف عمل کرد تا به آرامش دست یافت. اگر کسی از نوعی برتری و نتیجهگیری به نفع خود میکوشد، باید به خوبیهای واقعی و عمیقتر توجه کنیم و از سطحینگری پرهیز کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
همه شب عهد کنی روز شکستن گیری
شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکش
قادری که شکنی شیر و تهمتن گیری
ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پری
بی گنه مور چرا بر سر خرمن گیری
ننگری هیچ غنی را و یکی عوری را
خوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری
هین مترس ای دل از آن جور که مؤمن آن جاست
ای دل ار عاقلی آرام به مؤمن گیری
ترک یک قطره کنی ماهی دریا باشی
ترک یک حبه کنی ملکت مخزن گیری
دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی
چون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری
ننگ مردانی اگر او به جفا نیزه کشد
به سوی او نروی و پی جوشن گیری