رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری
این شعر دعوتی است به سفر روحانی و معنوی به سوي دریای معانی و ارزشها. شاعر از خواننده میخواهد که از تنهایی و سختیهای زندگی فاصله بگیرد و برود به سمت آگاهی و عشق. او یادآوری میکند که این مسیر ممکن است دشوار باشد اما سفر به سوی حقیقت ارزشمند است. همچنین، شاعر به زیباییهای لحظههای زندگی اشاره میکند و میگوید باید از تعصبات و قید و بندهای دنیوی رها شویم و به شناخت عمیقتری از خود و جهان دست یابیم. در پایان، با تأکید بر گذرا بودن زمان، خواننده را دعوت میکند تا به زمان حال توجه کند و از فرصتی که در پیش دارد بهرهبرداری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری
برگذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست
مکن استیزه کز این مصطبه هم برگذری
پر فروشوی از این آب و گل و باش سبک
پی یاران پریده چه کنی که نپری
هین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیات
پیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه گری
زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو
که از این کوه نیاید تن کس را کمری
بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق
که از او گه چو هلالی و گهی چون قمری