نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
در فروبند و همان گنده کسان را میگای
این شعر به طور مستقیم به کسی اشاره دارد که خود را عاشق میداند، اما در واقع خواستههای پایینی و ناپسندی دارد. شاعر به او میگوید که شما شایسته عشق نیستید و به گونهای از او انتقاد میکند که نباید خود را با دیگران مقایسه کند. او همچنین به عدم شایستگی عشق و فنون پیشهوری اشاره میکند و از او میخواهد که به خدای خود شرم کند. در کل، شعر بر بیارزشی و ریاکاری فرد تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
در فروبند و همان گنده کسان را میگای
کار بوزینه نبودهست فن نجاری
دعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای
عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست
شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای