اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
اگر او همرهمستی همه را راه زدستی
این شعر به مضامین عشق، مستی و نادانی اشاره دارد. شاعر به توصیف حالاتی پرداخته که در آن، اگر محبوبش (مانند ماه یا روز) باشد، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. او به تأمل در عقل و نیکی پرداخته و از معانی عمیق وجود و واحدیت سخن میگوید. در نهایت، صحبت از باغی میشود که میوههای تازه دارد و نشاندهنده جستجوی لطافت و زیبایی در زندگی است. این شعر به نوعی ترغیب به رهایی از محدودیتها و جستجوی زیباییهای پنهان در زندگی میباشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
اگر او همرهمستی همه را راه زدستی
وگر او چهره مستی به سر دست بخستی
ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی
وگر او در صمدیت بنمودی احدیت
به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی
و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی
ز کجا میوه تازه به درون سبدستی
سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو
اگر این گفت نبودی نه مدد بر مددستی