غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

اگر او همرهمستی همه را راه زدستی

۲

وگر او چهره مستی به سر دست بخستی

ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی

۳

وگر او در صمدیت بنمودی احدیت

به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی

۴

و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی

ز کجا میوه تازه به درون سبدستی

۵

سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو

اگر این گفت نبودی نه مدد بر مددستی

بازگشت به سروده‌های مولانا