آخر ای دلبر تو ما را مینجویی اندکی
آخر ای ساقی ز غم ما را نشویی اندکی
این غزل دربارهی عشق و درد و غم دلداده است. شاعر از معشوق خود میخواهد که حداقل کمی به او توجه کند و او را نادیده نگیرد. او از ساقی میخواهد که از غم او بکاهد و از مطرب میخواهد تا داستان عشقش را بگوید. شاعر تأکید میکند که اگر دیگران از او بد گفتند، او تنها نگرانی و احساس دلتنگی خود را ابراز کرده است. او به زیبایی و خوبی معشوق اشاره میکند و میگوید که با وجود زیباییاش، بعضی اوقات ترشرو است. در نهایت، او احساسات عمیق و درد دلش را به تصویر میکشد و به وجود خون دلش اشاره میکند که نشاندهندهی غم و ناراحتی عاطفی اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آخر ای دلبر تو ما را مینجویی اندکی
آخر ای ساقی ز غم ما را نشویی اندکی
آخر ای مطرب نگویی قصه دلدار ما
گر نگویی بیشتر آخر بگویی اندکی
گر بدی گفتند از من من نگفتم بد تو را
این قدر گفتم که یارا تنگ خویی اندکی
در جمال و حسن و خوبی در جهانت یار نیست
شکرستانی ولیکن ترش رویی اندکی
این غزل را بین که خون آلود از خون دل است
بوی خون دل بیابی گر ببویی اندکی