غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ساقی انصاف خوش لقایی

از جا رفتم تو از کجایی

۲

گر بنده بگویمت روا نیست

ترسم که بگویمت خدایی

۳

خاموش نمی‌هلی که باشم

راه گفتن نمی‌گشایی

۴

می‌افشاری مرا چو انگور

معشوق نه‌ای مرا بلایی

۵

گر چشم ببندم از تو کفر است

زیرا که تو نور می‌فزایی

۶

ور بگشایم بگویی منگر

در ما تو بدیده هوایی

بازگشت به سروده‌های مولانا