غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای وصل تو اصل شادمانی

کان صورت‌هاست وین معانی

۲

یک لحظه مبر ز بنده که نیست

بی آب سفینه را روانی

۳

من مصحف باطلم ولیکن

تصحیح شوم چو تو بخوانی

۴

یک یوسف بی‌کس است و صد گرگ

اما برهد چو تو شبانی

۵

هر بار بپرسیم که چونی

با اشکم و روی زعفرانی

۶

این هر دو نشان برای عام است

پیشت چه نشان چه بی‌نشانی

۷

ناگفته حدیث بشنوی تو

ننوشته قباله را بخوانی

۸

بی خواب تو واقعه نمایی

بی آب سفینه‌ها برانی

۹

خاموش ثنا و لابه کم کن

کز غیب رسید لن ترانی

بازگشت به سروده‌های مولانا